بررسی تاریخی خمس در زمان پیامبرو پس از ایشان

خمس در زمان پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله وسلم‏
1- در آيات و روايات نام زكات بيشتر از خمس آمده است، شايد بدليل اين كه جز افراد نادر در مكّه و بعضى از قبايل كه بازرگانى مى ‏كردند بيشتر مردم كشاورز و دامدار بودند، ولى با اين حال پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله افرادى را براى گرفتن خمس به مناطق مى ‏فرستاد، چنانكه در تاريخ آمده است: مثلاً علىّ بن ابي طالب‏ عليهما السلام و عمروبن حزم و معاذبن جبل را به يمن و مُحميّه را در بنى زبيد براى گرفتن خمس فرستاد. «بعثه رسول اللّه لاخذ الاخماس».(55)
2- پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله براى هيأت‏ هايى كه به حضورش مى ‏رسيدند بعد از امر به ايمان در كنار نماز و زكات، خمس را نيز مطرح مى ‏فرمودند: «أَمْرَهُم بِالإيمان بالله، ... وَإِقٰامُ الصَّلاة، وإِيتاءُ الزَّكٰاة، وَصَوْمُ رَمَضان، وأَنْ تُعطُوا الْخُمْسَ مِن المَغْنَم » (56)
3- پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در نامه ‏هايى كه براى قبايل مى ‏فرستادند به موضوع خمس اشاره مى‏ كردند. (57)
4- مسلمانان همان گونه كه زكات را نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مى ‏فرستادند، خمس را نيز خدمت حضرت مى ‏فرستادند. (58)
خمس پس از پيامبر اعظم صلى الله عليه وآله وسلم‏
گرچه مسيرى كه پيامبر معين فرموده بود دچار انحراف گرديد و خلفا غنيمت را منحصر در غنائم جنگى نمودند و اهل بيت پيامبر تا زمان امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام از خمس منع گرديدند، ليكن هنگامى كه فضاى تبليغ براى اين دو امام عزيز باز شد، به مسئله خمس پرداختند.(59)
بعد از امام صادق عليه السلام تا زمان غيبت حضرت ولى‏ عصر عليه السلام امامان معصوم در مناطق مختلف مثل بلخ، بخارا، رى، قم، نيشابور، شيراز، همدان، خراسان، قزوين، اهواز، عراق، يمن، موصل و بغداد براى گرفتن خمس نماينده داشتند.
دليل پيدا شدن فرقه واقفيه اين بود كه خمسِ مردم نزد يكى از نمايندگان امام كاظم عليه السلام جمع شده بود و هنگامى كه امام به شهادت رسيد آن نماينده اعلام كرد بعد از امام هفتم امامى نداريم تا بتواند اموالى را كه از خمس نزد او مانده تصرف كند.(60)
آرى، نماينده امام معصوم نيز در معرض خطر انحراف است. در نهج ‏البلاغه نمونه ‏هايى از عزل شدگان حضرت على‏ عليه السلام به چشم مى‏ خورد كه بعضى از آنها كينه حضرت رابه دل گرفتند و براى خود دار و دسته‏اى تشكيل دادند و همين كه فهميدند حسين بن على عليهما السلام به كربلا رسيده نيروهاى خود را براى قتل امام به كربلا اعزام كردند و با صراحت به امام مى‏گفتند: ما با شما مسئله‏اى نداريم ولى كينه و بغض پدرت را در دل داريم كه ما را عزل كرد.(61)