زکات آیت الله مکارم شیرازی

زکات آیت الله مکارم شیرازی


احکام زکات مرجع عالی قدر آیت الله مکارم شیرازی


مساله 1586ـ زکات بر نُه چیز واجب است: گندم، جو، خرما، انگور (کشمش) طلا، نقره، گوسفند، گاو و شتر و اگر کسى مالک یکى از این نُه چیز باشد با شرایطى که بعداً گفته مى شود باید مقدار معیّنى را که در مسایل آینده خواهد آمد در مصارفى که گفته مى شود صرف کند، ولى مستحبّ است از سرمایه کسب و کار و تجارت نیز همه سال زکات بدهد، همچنین سایر غلاّت (غیر از گندم و جو و خرما و کشمش) نیز زکات آن مستحبّ است.


مساله 1587ـ زکات با چند شرط واجب مى شود:

1ـ مال به مقدار نصابى که بعداً گفته مى شود برسد.

2ـ مالک آن بالغو عاقل باشد.

3ـ بتواند در آن مال تصرّف کند.

4ـ در مورد گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره باید دوازده ماه بر آن بگذرد، ولى احتیاط واجب آن است که از اوّل ماه دوازدهم زکات تعلّق مى گیرد، و اگر بعضى از شرایط در اثناء ماه دوازدهم از بین برود زکات را باید بپردازد.


مساله 1588ـ اگر مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بین سال بالغشود زکات بر او واجب نیست.

 

مساله 1589ـ زکات گندم و جو وقتى واجب مى شود که دانه آن بسته شود و به آن گندم و جو گویند و زکات انگور و کشمش موقعى است که میوه برسد و به آن انگور گویند و همچنین در مورد خرما زمانى است که خرما برسد و قابل خوردن شود، ولى وقت دادن زکات در گندم و جو زمانى است که آن را خرمن کنند و کاه را جدا نمایند و در خرما و کشمش موقعى است که خشک شود، مگر این که بخواهند آن را به صورت تر مصرف کنند که باید زکات آن را بدهند به شرط این که خشک شده آن به حدّ نصاب برسد.


مساله 1590ـ در مورد گندم و جو و کشمش و خرما زکات در صورتى واجب است که هنگام واجب شدن زکات صاحب آنها بالغ باشد.


مساله 1591ـ مالى را که از انسان غصب کرده اند و نمى تواند در آن تصرّف کند زکات ندارد و همچنین هرگاه زراعتى غصب شده و موقعى که زکات آن واجب مى شود در دست غاصب باشد، اگر بعداً به مالکش برگردد زکات ندارد.


مساله 1592ـ هرگاه طلا و نقره یا چیز دیگرى را که در آن زکات است قرض کند و یک سال نزد او بماند، باید زکات آن را بدهد و بر کسى که قرض داده چیزى واجب نیست.


مساله 1593ـ زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتى واجب است که به حدّ نصاب برسد و نصاب آنها «288 من تبریز، 45 مثقالکمتر» است که حدود «847 کیلوگرم» برآورد شده (کمى کمتر ازسه خروار).


مساله 1594ـ اگر قبل از دادن زکات مقدارى از انگور و خرما و جو وگندم را مصرف کندیا به دیگرى بدهد باید زکات آن را بپردازد.


مساله 1595ـ اگر مالک بعد از واجب شدن زکات بمیرد باید زکات را از مال او بدهند، ولى اگر قبل از واجب شدن زکات بمیرد زکات بر عهده ورثه است، یعنى سهم هر کدام به اندازه نصاب رسد باید زکات خود را بدهد.


مساله 1596ـ حاکم شرع مى تواند مامورى براى جمع آورى زکات تعیین کند تا بعد از جدا کردن گندم و جو از کاه، یا خشک شدن خرما و انگور، زکات را جمع آورى کند و اگر از پرداختن زکات که حقّ محرومان است خوددارى نمایند مى تواند به زور از آنها بگیرد.


مساله 1597ـ هرگاه زراعت یا باغى را قبل از واجب شدن زکات خریدارى کند زکات بر عهده مالک جدید است و اگر بعد از آن که زکات واجب شده بخرد، زکات بر عهده فروشنده یعنى مالک قدیم است.


مساله 1598ـ هرگاه انسان گندم و جو، یا خرما، یا انگور را بخرد و بداند فروشنده زکات آن را داده زکات بر او واجب نیست و اگر شک کند باز چیزى بر او لازم نیست، ولى اگر بداند زکات آن را نداده است، معامله نسبت به مقدار زکات باطل است مگر این که حاکم شرع اجازه دهد، در این صورت قیمت مقدار زکات را از فروشنده مى گیرد و اگر اجازه ندهد زکات را از خریدار خواهد گرفت و در صورتى که خریدار قیمت آن را به فروشنده داده مى تواند از او پس بگیرد.


مساله 1599ـ اگر وزن گندم و جو و خرما و کشمش موقعى که هنوز تر است به حدّ نصاب برسد و بعد از خشک شدن کمتر از این مقدار شود زکات آن واجب نیست.


مساله 1600ـ اگر رطب و انگور را پیش از خشک شدن مصرف کند یا به فروش رساند، در صورتى زکات آن واجب است که خشک شده آنها به اندازه نصاب باشد.


مساله 1601ـ غلاّتى که زکات آنها را داده، اگر چند سال هم نزد او بماند زکات ندارد.


مساله 1602ـ مقدار زکات گندم و جو و خرما و انگور در صورتى که از آب باران، یا قنات و نهر و سد و یا رطوبت زمین مشروب شود، ده یک است و اگر با آب چاههاى عمیق و نیمه عمیق و کم عمق، یا بهوسیله دلو و دست و حیوان از چاه یا رودخانه آب بکشد و آن را مشروب سازد زکات آن بیست یک است.


مساله 1603ـ اگر زراعتى با آب باران و آب چاه آبیارى شود، چنانچه یکى از آنها بقدرى کم باشد که به حساب نیاید، باید مطابق آن که غالباً مشروب شده زکات بدهد، ولى اگر از هر دو به مقدار قابل توجهى مشروب شده است، مثلاً نصف یا ثلثمدّت با آب باران و بقیّه با آب چاه مشروب شده باید زکات آن را نیمى به حساب ده یک و نیمى به حساب بیست یک بدهد.


مساله 1604ـ اگر نداند که آبیارى با آب باران بوده یا با آب چاه و مانند آن، فقط بیست یک بر او واجب است.


مساله 1605ـ هرگاه زراعت با آب باران و نهر مشروب شود و احتیاجى به آب چاه نداشته باشد امّا با آن نیز آبیارى گردد و این کار تاثیرى در محصول نداشته باشد زکات آن ده یک است و اگر بعکس با آب چاه آبیارى شود و آب باران بر آن ببارد امّا تاثیرى نگذارد زکات آن بیست یک است.


مساله 1606ـ هرگاه زراعتى را با آب چاه آبیارى کنند و در زمین مجاور آن زراعتى باشد که از رطوبت آن زمین استفاده کند و محتاج به آبیارى نشود زکات زراعتى که با آب چاه آبیارى شده، بیست یک و زکات زراعتى که مجاور آن است ده یک مى باشد.


مساله 1607ـ مخارجى را که براى زراعت کرده از جمله قیمت بذری که برای زراعت پاشیده، می¬تواند از محصول کم کند و زکات بقیّه را بپردازد؛ هر چند احتیاط مستحبآن است که کم نکند.


مساله 1608ـ هرگاه درخت انگور یا خرما را بخرد قیمت آن مسلّماً جزءِ مخارج نیست و اگر خرما یا انگور را پیش از رسیدن بخرد احتیاط واجب آن است که پول آن را نیز از محصول کم نکند، همچنین پولى را که براى خرید زمین مى دهد جزءِ مخارج نیست.


مساله 1609ـ اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با یکدیگر اختلاف دارد، یعنى زراعت و میوه آنها در یک وقت به دست نمى آید، گندم یا جو یا خرما و انگور داشته باشد، همه آنها محصول یک سال حساب مى شود و چنانچه چیزى که اوّل مى رسد به اندازه نصاب باشد باید زکات آن را بدهد و زکات بقیّه را هر وقت به دست آید مى پردازد و اگر آنچه اوّل مى رسد به اندازه نصاب نباشد، صبر مى کند تا بقیّه آن برسد، اگر روى هم رفته به مقدار نصاب شود زکات آن واجب است.


مساله 1610ـ اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد چنانچه روى هم به مقدار نصاب باشد، زکات آن را بنابر احتیاط واجب باید بدهد.


مساله 1611ـ اگر زکات خرما یا کشمش بر او واجب باشد نمى تواند زکات را از رطب تازه یا انگور بدهد (ولى مى تواند رطب تازه یا انگور را به مستحق بفروشد بعد بدهى او را از باب زکات حساب کند) امّا اگر بخواهد رطب یا انگور را قبل از خشک شدن بفروشد مى تواند زکات آن را از خودش بدهد.


مساله 1612ـ هرگاه کسى از دنیا برود در حالى که زکات واجب بر ذمّه اوست و هم بدهى به مردم دارد، اوّل باید تمام زکات را از مالى که زکات آن واجب شده بدهند بعد دین او را ادا کنند و این در صورتى است که مالى که زکات به آن تعلّق گرفته موجود باشد.


مساله 1613ـ هرگاه کسى که بدهکار است و زراعتى نیز دارد فوت کند و ورثه پیش از آن که زکات زراعت واجب شود دین او را از اموال دیگرى بدهند، هرکدام از ورثه سهمش به اندازه زکات برسد باید زکات را بدهد امّا اگر دین او را

قبل از واجب شدن زکات نپردازند، چنانچه مال میّت فقط به اندازه دین است زکات واجب نمى شود.


مساله 1614ـ اگر محصول زراعت او خوب و بد دارد باید زکات هر کدام را از خود آن بدهد و یا قیمتش را حساب کند و نمى تواند زکات همه را از جنس بد بدهد و اگر همه را از خوب بدهد بهتر است.


مساله 1615ـ طلا داراى دو نصاب است:

نصاب اوّل آن 20 مثقالشرعى است که معادل 15 مثقالمعمولى مى باشد، هرگاه به این مقدار برسد و شرایط دیگر نیز در آن جمع باشد باید چهل یک آن را (دو و نیم درصد) به عنوان زکات بپردازد و اگر به این مقدار نرسد زکات ندارد.

نصاب دوم 4 مثقالشرعى است که 3 مثقالمعمولى مى شود، یعنى اگر 3 مثقالبه 15 مثقالاضافه شود باید زکات تمام 18 مثقالرا از قرار دو و نیم درصد بدهد و اگر کمتر از 3 مثقالاضافه شود فقط زکات 15 مثقالواجب است و زیادى آن زکات ندارد، همچنین هر چه بالا رود، یعنى اگر 3 مثقالاضافه شود باید زکات تمام آن را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقدار اضافه زکات ندارد


مساله 1616ـ نقره نیز دو نصاب دارد:

نصاب اوّل 105 مثقالمعمولى است که اگر به آن مقدار برسد و شرایط دیگر در آن جمع باشد باید چهل یک آن را (دو و نیم درصد) به عنوان زکات بپردازد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم 21 مثقالاست، یعنى اگر 21 مثقالبه 105 مثقالاضافه شود باید زکات تمام 126 مثقالرا بدهد و هرگاه کمتر از 21 مثقالاضافه شود فقط زکات 105 مثقالواجب است و زیادى زکات ندارد، همچنین هر قدر بالا رود، ولى براى آسان شدن حساب اگر انسان دو و نیم درصد از طلا و نقره که دارد بدهد زکاتى را که بر او واجب بوده داده، گاهى هم بیشتر از مقدار واجب داده است.


مساله 1617ـ به طلا و نقره همه سال زکات تعلّق مى گیرد، یعنى اگر انسان زکات مقدار طلا یا نقره را بدهد و سال بعد نیز شرایط در او جمع باشد باید دوباره زکات آن را بدهد، تا زمانى که از حد نصاب بیفتد، ولى در خمس چنین نیست، یعنى اگر مال را یک بار خمس دادند دیگر خمس به آن تعلّق نمى گیرد، مگراین که اضافه شود، همچنین گندم وجو و کشمش و خرما یک بار بیشتر زکات ندارد.


مساله 1618ـ یکى دیگر از شرایط واجب شدن زکات طلا و نقره این است که «داراى سکّه» باشد و معامله با آن رواج داشته باشد، بنابر این سکّه هایى که رواج معامله ندارد زکات به آن تعلّق نمى گیرد.


مساله 1619ـ احتیاط مستحبآن است که از سایر پولهاى رایج مانند اسکناس اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.


مساله 1620ـ هرگاه طلا و نقره سکّه دار رایج را زنها به صورت زینت آلات درآورند و براى زینت از آن استفاده کنند زکات ندارد و هر گاه کسى داراى مقدارى طلا و نقره است، امّا هیچ کدام از آن دو به اندازه نصاب نیست زکات بر او واجب نمى باشد، هر چند قیمت مجموع آن به حدّ نصاب برسد.


مساله 1621ـ شرط دیگر آن است که انسان یک سال تمام مالک مقدار نصاب باشد و اگر وارد ماه دوازدهم شود احتیاط آن است که زکات آن را بدهد، امّا اگر قبل از گذشتن یازده ماه آن رابفروشد، یا از نصاب بیفتد، یا در اختیار او نباشد، زکات به آن تعلّق نمى گیرد، همچنین اگر آن را با چیز دیگرى عوض نماید، یا آنها را آب کند و از صورت سکّه خارج سازد، امّا اگر سکّه هاى طلا و نقره را به سکّه هاى طلا و نقره دیگرى عوض کند احتیاط واجب آن است که زکات آن را بپردازد.


مساله 1622ـ اگر کسى به قصد فرار از زکات، طلا و نقره را تبدیل نماید، یا آنها را آب کند، زکات به او تعلّق نمى گیرد، ولى از خیر و سعادتى محروم شده و احتیاط مستحبآن است که زکات آن را بدهد.


مساله 1623ـ هرگاه طلا و نقره اى که دارد جنس خوب و بد یا عیار کم و زیاد داشته باشد، زکات هرکدام را از همان مى دهد، ولى بهتر آن است که زکات همه را از نوع مرغوب بدهد.


مساله 1624ـ هرگاه طلا و نقره بیش از اندازه معمول فلزّ دیگرى مخلوط دارد بطورى که به آن طلا و نقره نگویند، اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد باید زکات آن را بدهد و چنانچه شک دارد که به اندازه نصاب هست یا نیست زکات واجب نیست، ولى اگر مى تواند آن را امتحان کند احتیاط واجب آن است که امتحان کند.


مساله 1625ـ در زکات گوسفند و گاو و شتر علاوه بر شرایطى که قبلاً گفته شد لازم است که این حیوانات بیکار باشد اگر در تمام طول سال روزهاى پراکنده اى کار کرده بطورى که حیوان کارگر محسوب نشود زکات آن واجب است.


مساله 1626ـ احتیاط واجب آن است که زکات گاو و گوسفند و شتر را اگر به حدّ نصاب برسد بدهد، خواه از علف بیابان بخورد یا علف دستى به آن بدهد و یا گاهى از این و گاه از آن.


مساله 1627ـ اگر براى این حیوانات چراگاهى که کسى نکاشته بخرد یا اجاره کند، یا براى چراندن در آن متحمّل مخارجى شود باید زکات را بدهد، البتّه هزینه ها از آن کسر می شود.


مساله 1628ـ گوسفند 5 نصاب دارد:
1ـ (40) گوسفند و زکات آن یک گوسفند است، و کمتر از آن زکات ندارد.
2ـ (121) گوسفند و زکات آن دو گوسفند است.
3ـ (201) گوسفند و زکات آن سه گوسفند است.
4ـ (301) گوسفند و زکات آن چهار گوسفند است.
5ـ (400) گوسفند و بالاتر، که باید براى هر صد تاى آنها یک گوسفند بدهد و مقدارى که از صد تا کمتر است زکات ندارد و میان دو نصاب نیز زکات نیست، یعنى اگر گوسفندان به (40) رسیده است تا به نصاب دوم که (121) گوسفند است نرسد، فقط یک گوسفند مى دهد و همچنین در نصابهاى بعد.


مساله 1629ـ لازم نیست زکات را از خود گوسفندان بدهد، بلکه اگر گوسفند دیگرى بدهد جایز است و همچنین مى تواند به جاى گوسفند و گاو و شتر پول آنها را بدهد، مگر آن که دادن خود حیوان براى مستحق مفیدتر باشد در این صورت احتیاط آن است که خود آن را بدهد.


مساله 1630ـ گاو داراى دو نصاب است:
نصاب اوّل 30 راس است، یعنى وقتى شماره گاوها به 30 رسد اگر شرایطى را که قبلاً گفته شد دارا باشد، باید یک گوساله نر یا ماده که لااقل داخل سال دوم شده باشد زکات دهد.
نصاب دوم 40 راس است و زکات آن یک گوساله ماده است که لااقل داخل سال سوم شده باشد و آنچه در بین 30 و 40 باشد زکات ندارد، مثلاً کسى که (35) گاو دارد فقط زکات 30 راس آن را مى دهد و همچنین اگر از (40) گاو زیادتر شود تا به 60 نرسیده، فقط زکات همان 40 گاو را مى دهد، و هرگاه به 60 رسید باید دو گوساله که لااقل داخل سال دوم شده بدهد، همین طور هرچه افزایش یابد آنها را سى سى، یا چهل چهل، و یا اگر ممکن است با 30 و 40 حساب کند و مطابق دستور بالا عمل نماید، امّا باید طورى حساب کند که چیزى باقى نماند، یا اگر مى ماند از 9 بیشتر نباشد، مثلاً کسى که 70 راس گاو دارد باید به حساب 30 و 40 حساب کند و هر کدام را مطابق دستور بالا زکات بدهد و کسى که 80 راس گاو دارد با حساب چهل چهل حساب کند.


مساله 1631ـ براى شتر 12 نصاب است:
اوّل: 5 شتر و زکات آن یک گوسفند است و کمتر از مقدار، زکات ندارد.
دوم: 10 شتر و زکات آن دو گوسفند است.
سوم: 15 شتر و زکات آن سه گوسفند است.
چهارم: 20 شتر و زکات آن چهار گوسفند است.
پنجم: 25 شتر و زکات آن پنج گوسفند است.
ششم: 26 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال دوم شده باشد.
هفتم: 36 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
هشتم: 46 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
نهم: 61 شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال پنجم شده باشد.
دهم: 76 شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال سوم شده باشد.
یازدهم: 91 شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال چهارم شده باشد.
دوازدهم: 121 شتر و بالاتر از آن است که باید یا چهل چهل حساب کند و براى هر 40 شتر یک شتر بدهد که داخل سال سوم شده باشد، یا پنجاه پنجاه حساب کند و براى هرپنجاه شتر یک شتر بدهد که داخل سال چهارم شده باشد و یا با چهل و پنجاه حساب کند، ولى در این جا نیزباید طورى حساب کند که چیزى باقى نماند و یا اگر باقى مى ماند از 9 شتر بیشتر نباشد و شتر زکات باید حتماً ماده باشد.


مساله 1632ـ مابین دو نصاب زکات ندارد، یعنى اگر از نصاب اوّل که 5 شتر است بگذرد تا به نصاب دوم که 10 شتر است نرسیده، فقط زکات 5 شتر را مى دهد، همچنین در نصابهاى بعد.


مساله 1633ـ هرگاه گوسفند و گاو و شتر به مقدار نصاب برسد زکات آن واجب است خواه همه آنها نر باشد یا ماده یا بعضى نر و بعضى ماده.


مساله 1634ـ بز و میش و شیشک در زکات با هم فرق ندارد و همچنین انواع شتر، گاو و گاومیش نیز یک جنس حساب مى شود.


مساله 1635ـ گوسفندى را که براى زکات مى دهد احتیاط واجب آن است که حدّاقل سال اوّل آن تمام شده باشد اگر بز مى دهد دوسال آن تمام شده باشد.


مساله 1636ـ گوسفندى را که براى زکات مى دهد اگر قیمتش از گوسفندهاى دیگر او کمتر باشد اشکال ندارد، ولى مستحبّ است گوسفندى که قیمتش بیشتر است بدهد، یا لااقل حدّ وسط را در نظر بگیرد و همچنین در گاو و شتر.


مساله 1637ـ اگر چند نفر باهم شریک باشند هر کدام سهمش به حدّ نصاب برسد باید زکات را بدهد.


مساله 1638ـ اگر یک نفر در چند جا گوسفند یا گاو و شتر دارد و روى هم رفته به حدّ نصاب برسد، باید زکات آن را بدهد و اگر گاو و گوسفند و شتر مریض و معیوب هم باشند زکاتشان واجب است.


مساله 1639ـ اگر همه گوسفندان و گاو و شترها سالم و بى عیب و جوان باشد نمى تواند زکات آنها را از مریض یا معیوب و پیر بدهد، بلکه اگر بعضى سالم و بعضى مریض، دسته اى معیوب و دسته اى بى عیب، مقدارى پیر و مقدارى جوان باشد، احتیاط واجب آن است که براى زکات، سالم و بى عیب و جوان را انتخاب کند، ولى اگر همه آنها مریض یا معیوب یا پیر باشند مى تواند زکات را از خود آنها بدهد.


مساله 1640ـ کسى که زکات حیوان بر او واجب است اگر زکات را از مال دیگرش بدهد تا وقتى که شماره آنها از نصاب کم نشده همه سال باید زکات بدهد و هرگاه از نصاب افتاد دیگر زکات واجب نیست و اگر پیش از تمام شدن ماه یازدهم حیوان را با چیز دیگر عوض کند، زکات بر او واجب نیست، ولى اگر آن حیوانات را با گاو و گوسفند و شتر دیگرى عوض کند، مثلاً 40 گوسفند بدهد و 40 گوسفند دیگر بگیرد احتیاط واجب آن است که زکات آن را بپردازد.

 

مصرف زکات
مساله 1641ـ زکات را در یکى از هشت مورد زیر باید صرف کرد:
1 و 2ـ «فقرا» و «مساکین» و آنها کسانى هستند که مخارج سال خود و عیالاتشان را ندارند. تفاوت فقیر و مسکین در این است که فقیر روى سوال از کسى ندارد، امّا مسکین نیازمندى است که روى سوال دارد، کسانى که صنعت و ملک و سرمایه و کسبى دارند که زندگى آنها را اداره نمى کند فقیر محسوب مى شوند و کمبود زندگى خود را مى توانند از زکات بگیرند.
3ـ کسى که از طرف امام یا نایب او مامور جمع آورى زکات یا نگهدارى یا رسیدگى به حساب آن و یا رساندن آن به امام و نایب او، یا رساندن به مصارف لازم هستند مى توانند به اندازه زحمتى که مى کشند از زکات استفاده کنند.
4ـ افراد ضعیف الایمانى که با گرفتن زکات تقویت مى شوند و تمایل به اسلام پیدا مى کنند.
5ـ خریدن برده ها و آزاد کردن آنها.
6ـ اشخاص بدهکارى که نمى توانند قرض خود را ادا کنند.
7ـ «سبیل اللّه» یعنى کارهایى مانند ساختن مسجد که منفعت دینى عمومى دارد و همچنین مدارس علوم دینى، مراکز تبلیغاتى، اعزام مبلّغین، نشر کتابهاى مفید اسلامى و خلاصه آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد، مخصوصاً جهاد در راه خدا.
8ـ «ابن السّبیل» یعنى مسافرى که در سفر مانده و محتاج شده که به مقدار نیازش مى تواند از زکات استفاده کند، هر چند در محلّ خود غنى و بى نیاز باشد.


مساله 1642ـ فقیر یا مسکین بنابر احتیاط واجب نمى تواند بیش از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر کسرى دارد تنها به اندازه کسرى خود مى تواند بگیرد.


مساله 1643ـ صنعتگر یا کارگرى که درآمد او از مخارج سالش کمتر است مى تواند کسرى مخارجش را از زکات بگیرد و لازم نیست ابزار کار یا سرمایه و ملک خود را به مصرف مخارج برساند.


مساله 1644ـ شخص نیازمند مى تواند مرکب سوارى مورد نیاز و همچنین خانه اى که به آن احتیاج دارد وسرمایه لازم براى کسب و کار را از زکات تهیّه کند و در این قسمت باید به آن مقدار که براى نیاز و حفظ آبروى او لازم است قناعت کند.


مساله 1645ـ کسى که مى تواند با یاد گرفتن صنعت یا کارهاى دیگر زندگى خود را اداره کند، باید یادگیرد تا نیازى به زکات نداشته باشد، ولى تا زمانى که مشغول یاد گرفتن است مى تواند زکات بگیرد.


مساله 1646ـکسانى که مشغول فراگرفتن علم واجب هستند مى توانند از زکات استفاده کنند، همچنین قضّات و مجریان حدود و مانند آنها.


مساله 1647ـ کسى که زکات بر ذمّه دارد و از فقیرى طلبکار است، مى تواند طلب خود را از باب زکات حساب کند، حتّى اگر فقیر بدهکار از دنیا برود مى تواند بدهى او را از زکات محسوب دارد، امّا اگر چیزى از خود گذاشته که به اندازه بدهى اوست بنابر احتیاط واجب نمى توان بدهى او را از زکات حساب کرد.


مساله 1648ـ کسى که فقیر بودنش معلوم نیست نمى توان به او زکات داد، ولى اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است، زکات دادن به او جایز است، همچنین اگر افراد مورد اعتماد خبر دهند که او فقیر مى باشد.


مساله 1649ـ لازم نیست به فقیر بگویند که این مال زکات است، بلکه مى توان زکات را به صورت هدیه به او داد (البته بطورى که دروغ نشود) ولى در هر حال باید قصد زکات کند.


مساله 1650ـ اگر به گمان این که کسى فقیر است زکات به او دهد بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روى ندانستن مساله به کسى که فقیر نیست زکات بدهد، چنانچه چیزى را که به او داده باقى باشد مى تواند پس بگیرد و به مستحق بدهد و اگر از بین رفته هرگاه کسى که آن چیز را گرفته مى دانسته یا احتمال مى داده که زکات است باید عوض آن را بدهد و او نیز به مستحق برساند، ولى اگر به غیر عنوان زکات داده نمى تواند چیزى از او بگیرد و در هر حال چنانچه در تشخیص مستحق کوتاهى نکرده باشد لازم نیست دوباره از مال خود بپردازد.


مساله 1651ـ کسى که بدهکار است و نمى تواند بدهى خود را بدهد، مى تواند براى دادن قرض خود زکات بگیرد، هر چند مخارج سال خود را داشته باشد، به شرط این که مالى را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد.


مساله 1652ـ مسافرى که خرجى او تمام شده، یا اموالش به سرقت رفته، یا مرکبش از کار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با فروختن چیزى یا قرض کردن مالى خود را به مقصد برساند، مى تواند زکات بگیرد، هر چند در وطن خود فقیر نباشد و لازم نیست بعد از رسیدن به وطن مقدارى را که از باب زکات گرفته برگرداند، ولى اگر بعد از رسیدن به وطن چیزى از زکات زیاد آمده باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید زکات است.


مساله 1653ـ مستحقّین زکات باید شرایط زیر را داشته باشند:
اوّل، ایمان به خدا و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ایمّه دوازده گانه(علیهم السلام)، به اطفال یا دیوانگانى که از مسلمانان شیعه فقیر باشند مى توان زکات داد، منتهى باید زکات را به دست ولى آنها بدهند، خواه به نیّت تملیک به طفل یا دیوانه باشد یا به قصد مصرف کردن درباره آنها و اگر به ولى دسترسى ندارد مى تواند خودش یا به وسیله یک نفر امین زکات را براى احتیاجات آنها صرف کند.


مساله 1654ـ دوم، دادن زکات باید مایه کمک به گناه نشود، بنابراین زکات را به کسى که آن را در معصیت صرف مى کند نمى توان داد و احتیاط واجب آن است به شرابخوار نیز زکات ندهند.


مساله 1655ـ در زکات عدالت شرط نیست، همچنین عدم ارتکاب گناهان کبیره.


مساله 1656ـ سوم، واجب النّفقه نبودن، یعنى زکات را نمى توان به فرزند و همسر و پدر و مادر داد، ولى اگر آنها بدهکار باشند و نتوانند بدهى خود را بپردازند زکات را به مقدار اداء دین مى توان به آنها داد.


مساله 1657ـ اگر کسى نمى تواند مخارج افراد واجب النّفقه خود را بپردازد، مثلاً قادر نیست خرج زن و بچّه خود را بدهد، یا توانایى دارد و نمى دهد، دیگران مى توانند به آنها زکات دهند.


مساله 1658ـ هرگاه فرزندى به کتابهاى علمى دینى احتیاج دارد پدر مى تواند براى خریدن آنها به او زکات دهد.


مساله 1659ـ هرگاه شوهر مخارج همسرش را نمى پردازد، ولى زن مى تواند از طریق حاکم شرع یا غیر او حقّ خود را بگیرد، چنین زنى نمى تواند از زکات استفاده کند.


مساله 1660ـ زن مى تواند به شوهر فقیر خود زکات دهد، هر چند شوهر زکات را بگیرد و صرف مخارج آن زن و اولادش کند.


مساله 1661ـ چهارم زکات گیرنده از ساداتنباشد، مگر این که زکات دهنده هم از ساداتباشد، ولى اگر خمس و سایر وجوهات کفایت مخارج آنها را نکند و ناچار به گرفتن زکات باشند، مى توانند از غیر سیّد زکات بگیرند، امّا احتیاط واجب آن است که فقط به مقدار مخارج روزانه بگیرند.

 

نیت زکات
مساله 1662ـ در زکات قصد قربت شرط است، یعنى باید براى اطاعت فرمان خداوند متعال زکات بدهد و باید در نیّت خود معیّن کند که زکات مال است یا زکات فطره، ولى اگر زکات گندم و جو و اموال دیگرى بر او باشد لازم نیست معیّن کند چیزى را که مى دهد زکات کدام است.


مساله 1663ـ کسى که زکات چند مال بر او واجب است اگر مقدارى زکات بدهد و نیّت هیچ کدام را نکند، چنانچه چیزى را که داده همجنس یکى از آنها باشد، زکات همان جنس حساب مى شود و اگر همجنس هیچ کدام نباشد به همه آنها قسمت مى شود، بنابراین اگر مثلاً یک گوسفند از باب زکات بدهد زکات گوسفند حساب مى شود، ولى اگر مقدارى پول نقره بدهد در حالى که بدهکار زکات گوسفند و گاو است در میان هر دو تقسیم مى گردد.


مساله 1664ـ هرگاه کسى را وکیل کند که زکات مال او را بدهد همین اندازه که مالک نیّت داشته باشد کافى است، خواه وکیل نیّت کند یا نه، ولى اگر مالک نیّت زکات را نکرده بلکه وکالت در همه چیز به او داده باید وکیل نیّت کند.


مساله 1665ـ اگر مالک یا وکیل او بدون قصد قربت، زکات را به فقیر دهد و پیش از آن که مال ازبین برود خود مالک نیّت قربت کند، زکات حساب مى شود.


مساله 1666ـ هرگاه زکات را به میل خود نپردازد حاکم شرع مى تواند به اجبار از او دریافت دارد و زکات محسوب مى شود و نیّت قربت در اینجا ساقط است، ولى احتیاط آن است که حاکم شرع قصد قربت کند.

 

مسائل متفرقه
مساله 1667ـ در اداى زکات نباید کوتاهى کرد یعنى موقعى که زکات واجب مى شود باید آن را به فقیر یا حاکم شرع برساند، ولى اگر منتظر فقیر معیّنى باشد یا بخواهد به فقیرى بدهد که از جهتى برترى دارد مى تواند انتظار او را بکشد، ولى احتیاط واجب آن است که در این صورت زکات را از مال جدا کند.


مساله 1668ـ کسى که مى تواند زکات را به مستحق برساند اگر کوتاهى کند و مال از بین برود ضامن است و باید عوض آن را بدهد ولى اگر کوتاهى نکرده باشد چیزى بر او نیست.


مساله 1669ـ اگر زکات را از خود مال جدا کند مى تواند در بقیّه آن تصرّف نماید و اگر از مال دیگرى کنار بگذارد مى تواند در تمام آن مال تصرّف کند.


مساله 1670ـ انسان نمى تواند زکاتى را که جدا کرده و کنار گذاشته بردارد و چیز دیگرى به جاى آن بگذارد.


مساله 1671ـ اگر از زکاتى که کنار گذاشته منفعتى حاصل شود، مثلاً گوسفندى باشد که برّه بیاورد، آن نیز جزء مال زکات است.


مساله 1672ـ اگر موقعى که زکات را کنار گذارده مستحقّى حاضر باشد بهتر است زکات را به او بدهد، مگر این که کسى را در نظر داشته باشد که از او اولى باشد.


مساله 1673ـ هنگامى که حاکم شرع مبسوط الید است یعنى مى تواند احکام اسلام را اجرا نماید احتیاط واجب آن است که زکات را به او دهند، یا به اجازه او مصرف کنند و اقدام اشخاص به تقسیم آن بدون اذن حاکم شرع در این صورت اشکال دارد.


مساله 1674ـ اگر با عین مالى که براى زکات کنار گذاشته، براى خودش تجارت کند صحیح نیست، ولى اگر با اجازه حاکم شرع باشد صحیح است ومنافع آن مال زکات است.


مساله 1675ـ قبل از آن که زکات بر انسان واجب شود نمى تواند چیزى از باب زکات به فقیر دهد، ولى مى تواند به او قرض دهد و بعد از آن که زکات بر او واجب شد حساب کند.


مساله 1676ـ فقیرى که مى داند زکات بر شخصى واجب نشده، نمى تواند چیزى از باب زکات از او بگیرد و اگر بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، امّا اگر آن فقیر به فقر خود باقى باشد مى توان بدهى او را بعداً جهت زکات حساب کرد.


مساله 1677ـ مستحبّ است زکات گوسفند و گاو و شتر را به نیازمندان آبرومند بدهند و نیز مستحبّ است در دادن زکات خویشاوندان را بر دیگران و اهل کمال و علم را برغیر آنان و کسانى را که اهل سوال نیستند بر اهل سوال مقدّم دارند.


مساله 1678ـ بهتر است زکات واجب را آشکارا و صدقه مستحبّى را مخفى بدهند.


مساله 1679ـ هرگاه زکات بر کسى واجب شود، ولى در آن محل مستحقّى نباشد، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً در آنجا مستحقّى پیدا کند باید زکات را به محلّ دیگرى ببرد و به مصرف برساند و بنابراحتیاط واجب مخارج حمل و نقل به محلّ دیگر به عهده خود او است، ولى اگر زکات تلف شود، ضامن نیست.


مساله 1680ـ اگر در محلّ خودش مستحق پیدا شود، با این حال مى تواند زکات را به محلّ دیگرى ببرد; ولى مخارج آن بر عهده خود اوست و اگر زکات تلف شود بنابر احتیاط واجب ضامن است، هرچند با اجازه حاکم شرع باشد.


مساله 1681ـ اجرت وزن کردن گندم و جو و مانند آن، که براى زکات مى دهد بر خود اوست.


مساله 1682ـ احتیاط واجب آن است که به هر فقیر از زکات نصاب اوّل نقره (یعنى به اندازه دومثقال و 15 نخود) کمتر ندهد و اگر از چیز دیگر مانند گندم و جو زکات مى دهد نیز قیمت آن کمتر از این مقدار نباشد.


مساله 1683ـ مکروه است انسان از مستحق بخواهد که زکاتى را که به او داده به خودش بفروشد، ولى اگر مستحق بخواهد زکاتى را که گرفته تبدیل به پول کند، کسى که زکات را به او داده بر دیگران مقدّم است.


مساله 1684ـ هرگاه شک کند که زکات واجب را پرداخته یا نه، باید بدهد، هر چند شکّ او مربوط به زکات سالهاى گذشته است.


مساله 1685ـ فقیر حق ندارد زکات را به کمتر از مقدار آن صلح کند، یا چیزى را گرانتر از قیمت آن به عنوان زکات بپذیرد، یا زکات را از مالک گرفته و به خودش ببخشد، حتّى اگر کسى زکات زیادى بدهکار است و فقیر شده و نمى تواند زکات را ادا کند بر ذمّه او مى ماند، مانند بدهى هاى دیگرش و گرفتن و بخشیدن به او اشکال دارد.


مساله 1686ـ انسان مى تواند از زکات، کتابهاى دینى و علمى و قرآن و دعا و سایر کتبى که در پیشرفت هدفهاى اسلامى موثّر است بخرد و وقف نماید، خواه وقف عموم کند، یا وقف اشخاص خاص، حتّى مى تواند بر اولاد خود و کسانى که واجب النّفقه او هستند وقف کند، ولى نمى تواند از زکات املاکى بخرد و بر اولاد خود وقف نماید.


مساله 1687ـ شخص فقیر مى تواند براى رفتن به حج و زیارت و مانند آن، زکات بگیرد، ولى اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد گرفتن زکات براى زیارت و مانند آن اشکال دارد.


مساله 1688ـ اگر مالک کسى را وکیل کند که زکات مال او را بدهد چنانچه ظاهر عبارتش این باشد که به دیگران بدهد، خود وکیل نمى تواند چیزى از آن را بردارد، هرچند مستحق باشد، ولى اگر ظاهر عبارت عام است، خودش نیز مى تواند استفاده کند.


مساله 1689ـ هرگاه کسى گوسفند و گاو و شتر یا طلا و نقره را از باب زکات به اندازه نیازش بگیرد، اگر به مقدار نصاب باشد و اتّفاقاً سال بر آن بگذرد باید زکات آن را بدهد.


مساله 1690ـ هرگاه دو نفر در مالى که زکات آن واجب شده باهم شریک باشند و یکى از آنان سهم زکات خود را بدهد و بعد مال را تقسیم کند، تصرّف او در سهم خودش اشکال ندارد، هر چند دیگرى سهم زکاتش را نداده است.


مساله 1691ـ هرگاه کسى بدهکار خمس یا زکات است و قرض هم دارد و اموالى از باب کفّاره و نذر و مانند آن بر او نیز واجب شده، چنانچه نتواند همه آنها را بپردازد، اگر عین مالى که خمس یا زکات بر آن واجب شده از بین نرفته است باید خمس و زکات را مقدم دارد و اگر از بین رفته، احتیاط این است که حقّ مردم را مقدّم دارد و اگر چنین کسى از دنیا برود و مال او براى همه اینها کافى نباشد به همین ترتیب عمل کنند.