مقاله، مؤمن مثل آب است

مقاله، مؤمن مثل آب است


مؤمن چون آب است


یکی از جاذبه های ادبی ، تمثیلات و تشبیهاتی است که در فرهنگ گفتاری و نوشتاری مردم دیده می شود.چراکه این روش کمک فراوانی به ادای مقصود و شفافیت مراد می کند . بدون شک در « مَثَل » باید ویژگی های چهارگانه باشد تا آن را زیبایی بخشد:
1- کوتاهی تلفظ   2- روشنی معنا 
3- حسن تشبیه   4- لطافت تشبیه.
بر همین اساس است که حتی در قرآن مثال های زیبا و آموزنده ای وجود دارد و یکی از رشته های علوم قرآنی را « امثال قرآن » تشکیل می دهد .
همین تمثیل وتشبیه در کلمات نورانی پیامبر (ص) و پیشوایان معصوم شیعه (ع) نیز دیده می شود که جا دارد محققان و اندیشمندان ، کتاب هایی مستقل را تدوین کنند.
امام صادق (ع) به نقل از پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید :
« مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الْخَالِصِ كَمَثَلِ‏ الْمَاء» 
« مؤمن خاص همانند آب است»
برای رسیدن به مراد گوینده در هر تشبیه باید ویژگی های بارز مُشَبّهٌ به – که در مثال پیامبر (ص) آب است –شناسایی کرده و آن گاه با فرد مؤمن خاص (مُشَبَّه) همسو کنیم.
در آب ویژگی های ظاهری فراوانی وجود دارد که از جمله آن ها :
پاک کنندگی -  حیات بخشی -  روانی و رقت – صافی و زلالی – رحمت عام خداوندی – قرار گرفتن در هر ظرف بدون تغییر هویت.
انسان با ایمان که می خواهد در ردیف شایستگان قرار گیرد باید دست کم این شش ویژگی را در خود ایجاد کند .
در مرحله اول:
باید برای هر محیط آلوده ای حالت پاک کنندگی داشته باشد ، از دو عنصر مهم امر به معروف و نهی از منکر برای تطهیر جامعه و اطرافیان خود بهره گیرد. از هیچ منکری چشم پوشی نکند و هر معروفی را در جامعه رواج بخشد.
در مرحله دوم :
سعی در ایجاد و توسعه حیات طیبه برای افراد و جوامع دارد، آنگونه که آب مایۀ حیات است .
در مرحله سوم :
همانگونه که آب برجسته ترین و با ارزش ترین مایع روان و رقیق است و باعث می شود تا گرفتکی از حلق و گلو برطرف گردد انسان مؤمن نیز از همین ویژگی برخوردار است و نه تنها وجودش موجب خفگی انسان ها نمی شود که موانع موجود بر سر راه تنفس انسان ها را محو می سازد و این فداکاری شخص مؤمن را نیز می رساند .
در مرحله چهارم :
مؤمن خاص وجودش از بیرون و درون یکی است و آن چنان صاف و زلال است که همگان از نگاه به صورت و سیرت او لذت می برند و به دیگر سخن به هیچ وجه رگه های نفاق و دورنگی ر او دیده نمی شود.
در مرحله پنجم :
آب رحمت عام خداوندی است که در دسترس همگان قرار گرفته است. همه موجودات از آن بهره می گیرند ، انسان مؤمن نیز باید چونان عنصر آب نشانه رحمت خداوندی باشد به این معنی همگان باید به او دسترسی داشته باشند تا از جلوه های صاف و زلال او بهره گیرند .
در مرحله ششم :
آب با حفظ هویت در هر ظرفی قرار می گیرد و قرار گرفتن در ظرف ها با شکل ها و شمایل گوناگون موجب از دست رفتن هویت باارزش آب نمی شود.
مؤمن نیز ممکن است در شرایط گوناگون و ظرف های متنوعی قرارگیرد اما این تغییر شرایط نباید او را ازهویت دینی و ایمانی دور کند.
برخی از مردم بر این پندارند که چون محیط آلوده ای دراطراف خود می بینند چاره ای جز دست برداشتن از هویت اصیل ایمانی خود ندارند اما این فکر و منش از دیدگاه پیامبر (ص) کاملاً بی منطق و بی ارزش است .
در پایان لازم است تا به پنج نکته دیگر اشاره شود :
نکته اول : آب عنصر گران سنگی است که با گذر از مراحل سخت و حساس به تصفیه کامل می رسد . مؤمن نیز چون آب باید از مراحل دشوار و حسّاس زندگی عبور کند تا به درجه ایمان کامل دست پیدا کند . بدیهی است همانگونه که آب به هر میزان از گذرگاه های تنگ و تصفیه کننده عبور داده شود از صفای بیشتری برخوردار خواهد بود و ارزش بیشتری را پیدا خواهد کرد ، مؤمن نیز برای رسیدن به ایمان زلال و صفای باطن باید از گذر گاه های گوناگونی عبور کند و پرورش یابد .
پس اولاً : همانگونه که آب نیاز به تصفیه دارد، ایمان مؤمن هم  نیاز به تصفیه دارد .
و ثانیاً : همانگونه که تصفیه آب با عبور از تنگناها و شداید و سختی هاست، تصفیه و زلالی ایمان مؤمن هم نیاز به تنگناها و عبور از آن ها دارد.
نکته دوم: همانگونه که آب ارزش بالایی دارد و نباید در هر جایی هزینه کرد و در مصرف آن باید دقت نظر را به کار گرفت، مؤمن نیز از ارزش بالایی برخوردار است و نباید خود را در هر جایی هزینه کند بلکه در مرحله اول ، این خود مؤمن است که باید مراقب رفت و آمدهای خویش باشد و در مرحله دوم، انسان ها هستند که باید مراقب آبرو و حیثیت مؤمن و در نهایت شخصیت ایمانی او باشند.
نکته سوم : آبِ هر منطقه ای برای گیاهان و حیوانات همان منطقه مفید تر و پربارتر است ، مؤمن نیز ابتدا باید نسبت به اطرافیان خود توجه کرده وبه فرموده قرآن « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ‏ الْأَقْرَبِين‏ » باشد و با زبان محلی خود برای جامعه پیرامونی اش هدایتگری و روشنگری و حیات بخشی داشته باشد قرآن می فرماید :
فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ ( توبه / 122 )
چرا از هر گروهي، طايفه‏ اي از آنان كوچ نمي‏كند (و طايفه‏ اي بماند) تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهي پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود آنها را انذار نمايند.
نکته چهارم : همانگونه که صدای آب و نگاه به آن ، آرام بخش و روح افزاست ، صدای مؤمن و چهره او نیز برای دیگران روح افزا و آرام بخش خواهد بود. نمونۀ روشن آن صدای امام راحل (ره) است که در دوران های سخت پیروزی انقلاب و دفاع مقدس ، روح افزا و آرامش بخش جامعه و ملت وفادار ایران بود.
نکته پنجم: فروغ فرّخ زاد گوید:
در حیرتم از خلقت آب،
اگر با درخت همنشین شود، آنرا شکوفا می کند،

اگر با آتش تماس بگیرد آن را خاموش می کند،
اگر با ناپاکی برخورد کند آنرا تمیز می کند،
اگر با آرد هم آغوش شود، آنرا آماده طبخ می کند،
اگر با خورشید متفق شود، رنگین کمان ایجاد می شود.
ولی اگر تنها بماند، رفته رفته گنداب می گردد.
دل ما نیز بسان آب است، وقتی با دیگران است زنده و تاثیر پذیر است، و در تنهایی مرده وگرفته می شود.
با هم بودنهایمان را قدر بدانیم .